یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
-
«آرون لیتلز» چهار سال پیش، احساس فرسودگی شغلی کرد. او در اوج همهگیری کرونا بهعنوان مدیر عملیات یک شرکت تکنولوژی سلامت کار میکرد. او میگوید در آن دوره، هفتهای ۸۰ تا ۹۰ ساعت کار میکرد، درحالیکه تعداد کارکنان شرکت از ۷۵ نفر به ۶۰۰ نفر رسیده بود. وقتی صاحب شرکت - که به فکر بازنشستگی بود - احتمال ارتقای شغلی او را مطرح کرد، شانههای لیتلز از خستگی افتاد.
-
این سوال مهم ممکن است برای رهبران کسبوکار ایجاد شود که آیا برنامههای آموزش کارکنان، ارزش هزینه کردن پول و زمان را دارند یا خیر. نتایج حاصل از یک برنامه ۱۶ هفتهای نشان میدهد که ارتقای مهارت نه تنها بهرهوری کارکنان، بلکه بازده مدیران آنها را نیز افزایش میدهد. در یک سازمان دولتی در کلمبیا، کارکنان خط مقدم طی ۱۲ هفته پس از یک برنامه آموزشی هدفمند، در مقایسه با دوره مشابه سال قبل، ۱۰درصد کار بیشتری انجام دادند.
یکشنبه، ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
-
اولین چیزی که کارفرما باید در شرایط جنگی در نظر بگیرد، رسیدگی به آسایش روانی کارکنان است. با آنها صحبت کنید و ببینید شرایطشان برای سر کار آمدن چگونه است.
-
بیشتر سازمانها فکر میکنند مشکل بهرهوری دارند. اما در واقع اینطور نیست؛ مشکل اصلی آنها در طراحی کار است. من دههها صرف مطالعه این موضوع کردهام که افراد چگونه به شکل عملی مسائل را حل میکنند. و در همه آنها یک الگوی تکراری همیشه دیده میشود. وقتی بهرهوری کاهش پیدا میکند، مدیران یک واکنش ثابت دارند: استفاده از ابزارهای جدید، بازطراحی فرآیندهای کاری، و اجرای برنامههایی برای افزایش مشارکت با نامهای جذاب و پرزرقوبرق.
یکشنبه، ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
-
سختترین بخش تعدیل نیرو از دست دادن افرادی است که با سازمان سازگار شده بودند و برخی از آنها ممکن است چند سال از عمر خود را در آنجا گذرانده باشند. اما کمتر کسی درباره این صحبت میکند که ماندن در همان سازمان چه حسی دارد. بعضی افراد تجربه خودشان را از «زنده ماندن» در موجهای بزرگ تعدیل نیرو به اشتراک گذاشتهاند و از احساسات متناقضی که داشتهاند، صحبت کردهاند؛ از احساس گناه تا خوشحالی از اینکه هنوز شغل دارند. بعد از آن هم نوعی اضطراب پس از اخراج وجود دارد که کمتر دربارهاش صحبت میشود.
-
خیلی از مدیران عامل سالهاست که جمله معروف هری ترومن، رئیسجمهور سابق آمریکا را سرلوحه خود قرار دادهاند: «اینجا جای پذیرفتن مسوولیت است.» آنها دلیل خوبی برای این کار دارند؛ اینکه در روزهای خوب و بد، در نهایت رهبری یک سازمان مسوولیت هدایت آن به سوی موفقیت را بر عهده دارد.
-
اصطلاح اقتصادجنگ در خود نوعی ایهام دارد و میتواند اشاره به چند موضوع مختلف و متفاوت باشد: الف) اقتصاد جنگ یا بهتر بگوییم اقتصاد در شرایط جنگی و نحوه مدیریت جامعه در شرایط جنگی؛ ب) اقتصاد جنگ به مفهوم اقتصاد ماشین جنگی از تامین مالی نیرویهای مسلح گرفته تا سایر ابعاد مربوطه؛ پ) اقتصادجنگ به معنای تاثیر جنگ بر کلیت اقتصاد منطقه و جهان. این سه بعد برای هر دو سوی جنگ (البته با درجات و شدت و اهمیت متفاوت) مطرح است و تقویت و تضعیف در هر یک، باعث تاثیرگذاری بر سرنوشت جنگ و تعارضهای آتی میشود. در این یادداشت بهصورت اختصار و تا حد امکان در ارتباط با جنگ اخیر این واژه موشکافی میشود.
یکشنبه، ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
-
شرکتهای بزرگ آمریکایی نیروهای خود را تعدیل میکنند و برخلاف گذشته، با تحسین سرمایهگذاران مواجه میشوند
روزنامه شماره ۶۵۴۹
شرکت تکنولوژی و شبکه اجتماعی «اسنپ» در حال اخراج ۱۶ درصد از کارکنان خود است. شرکت خدمات مالی «بلاک» نیز ۴۰ درصد از نیروی کارش را کاهش داده است. در همین حال، اوراکل نیز پس از آنکه آمازون در عرض چند ماه حدود ۳۰ هزار نفر را تعدیل کرد، هزاران کارمند خود را اخراج میکند.
-
مطالعه جدید شرکت خدمات مالی «ولز فارگو» (Wells Fargo)، نشان میدهد حدود ۶۴ درصد والدین آمریکایی که فرزندان نسل زد ۱۸ تا ۲۸ ساله دارند، هنوز آنها را از نظر مالی – چه مسکن و چه سایر هزینهها – تحت حمایت دارند.
-
یک اینفلوئنسر در تیکتاک، در مصاحبهای گفته: «وقتی خواستههای خود را تجسم میکنید، حداقل اثری که دارد این است که فرد برداشت مثبتی از واقعیت دارد و به طور کلی میزان شادمانیاش افزایش و استرسش کاهش مییابد. چیزی برای از دست دادن وجود ندارد.» اما «لوری سانتوس» روانشناس دانشگاه ییل، میگوید اتفاقا چیزی برای از دست دادن وجود دارد و تجسم خواستهها در عمل، نتیجه معکوس دارد.
یکشنبه، ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
-
محیط کار میتواند جایی پیچیده و چالشبرانگیز باشد. تقریبا هر کاری که در محل کار انجام میدهیم، به توانایی ما در مدیریت روابط بستگی دارد؛ از شناسایی افراد خبره گرفته تا مدیریت بازخوردهای سخت از طرف رئیس و فهمیدن اینکه چگونه در تیمهایی با شخصیتهای متفاوت کار کنیم.
ما برای انجام این کار، به مهارتهای اجتماعی قوی و هوشمندانه نیاز داریم. بیشتر کارکنان این مهارتها را بهمرور زمان با یادگیری از روابط خارج از محیط کار، با مشاهده رفتار همکاران در محل کار و با دیدن نتایج اشتباهات خودشان در تعاملات کاری به دست میآورند.
اما جدیدترین نسلی که وارد بازار کار شده، یعنی نسل زد، با هر چیزی که تا حالا دیدهایم متفاوت است.
این بیست و چند سالهها، بهدلیل ترکیبی از دلایل شامل تجربه کمتر در روابط واقعی، گذراندن سالهای تحصیل در محیطهای غیرحضوری و عادت به برقراری ارتباط بیشتر از طریق روشهای غیرهمزمان، فرصتهای مهمی را برای پرورش مهارتهای لازم در مواجهه با پیچیدگیهای دنیای کار از دست دادهاند.
در نتیجه، بسیاری از آنها برای دوام آوردن در شغل خود آمادگی کافی ندارند؛ چه برسد به پیشرفت شغلی.
پنجشنبه، ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
-
در بسیاری از سازمانها، سرمایهگذاری سنگینی رویداده، ابزارهای تحلیلی و داشبوردها انجام شدهاست، اما همچنان فاصلهای معنادار میان تولید بینش و تصمیمگیری اثربخش وجود دارد. ریشه این مساله اغلب در رویکردهای دادهمحور سنتی نهفته است که از داده آغاز میشوند و امیدوارند در نهایت به تصمیمهای بهتر منجر شوند. در عمل، این مسیر غالبا به انباشت تحلیلهایی میانجامد که ارتباط مستقیمی با تصمیمهای حیاتی کسبوکار ندارند. رویکردی جدید با عنوان «بازگشت از سمت تصمیم»، چارچوب مباحث در این زمینه را بهطور بنیادین دگرگون میکند. رویکرد بازگشت از سمت تصمیم(Decision-Back Approach)، با تغییر نقطه آغازین تفکر، این مساله را مورد هدف قرار میدهد. در این رویکرد، تصمیم، خروجی تحلیل نیست، بلکه نقطه شروع و عزیمت آن است. در این رویکرد، سازمان ابتدا تصمیمهای کلیدی موثر بر اهداف تجاری و مالی را شناسایی و سپس تحلیلها، دادهها و بینشها را دقیقا در خدمت بهبود کیفیت همان تصمیمها سازماندهی میکند. هدف این رویکرد، ایجاد یک نظام تصمیمگیری منسجم، قابلارزیابی و همراستا با ارزشآفرینی واقعی کسبوکار است.